تبليغاتX
احد چگینی
احد چگینی
شعر ها

وقتی که مرزی هیچ بین خوب و بد نیست
فرقی میان آدمی با دیو و دد نیست

اردیبهشت باغ دارد در پی آبان
دولت برای هیچ کس تابه ابد نیست

گم کرده راه خانه را، دل- طفل معصوم -
بیچاره راه خانه ی خود را بلد نیست

از شاخه می چینند سیب سرخ ما را
سیب رسیده هیچ محتاج سبد نیست

شیری شود سلطان و... فیل و کرگدن، هیچ
آری بزرگی ها به سن و سال و قد نیست

فردا عمل مرز میان کفر و دین است
ایمان که تنها قل هو الله احد نیست

هرچیز در دنیای ما نسبی است، جز او
مطلق کسی در این جهان که خوب و بد نیست

هفت آسمان را گشته ام نه، بی ستاره است
بخت سیاهم قابل دید و رصد نیست

ما صفرها تا پشت سر باشیم، هیچیم
وقتی جلو، بهتر زما دیگر عدد نیست

تنهای تنها مثل نام کوچک من
اینجا کسی تنها تراز نام" احد" نیست




ارسال در تاريخ جمعه 1387/06/29 توسط احد چگینی
از اول اردیبهشت سال جاری
دیگر ندارم جز نوشتن هیچ کاری

در گوشه دنج اتاقم می نشینم
هی چشم میدوزم به  شیشه تا بباری

چشم انتظارم تا که  بارانی بیاید
نامت شود در کوچه های شهر جاری

پرسیده ام از اهل فروردین سراغت
از شمعدانی ...از پرستو ...از قناری

گفتی که فروردین بیاید خواهی آمد 
 تو قول دادی با خود باران بیاری

نفرین به هرچه ابر...هرچه باد...باران
لعنت به این دلواپسی این بیقراری

ارسال در تاريخ پنجشنبه 1387/06/21 توسط احد چگینی
قالب وبلاگ