مادر،انار سرخ،بابا ...سه نقطه چین
دارا، برادرم ،سارا ...سه نقطه چین
در گوشه بهشت ، آدم و نشسته بود
شیطان و سیب سرخ، حوا... سه نطقه چین
باران گرفت و من ، بی چتر و بی کلاه
آقا! بگو کجا؟ آقا :... سه نقطه چین
از هر طرف مرا دوره نموده اند
پایین... سه نقطه چین ، بالا... سه نقطه چین
چیزی شبیه شعر ، شعری شبیه چیز
چیزی شبیه چیز، آها ...سه نقطه چین
...سه نقطه چین شروع،ده ،بیست ،سی، چهل
پنجاه و شصت و بعد ،حالا ... سه نقطه چین
... سه نقطه چین سکوت ...سه نقطه چین تمام
فردا دوباره باز فردا... سه نقطه چین
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 1386/09/13 توسط احد چگینی
