تبليغاتX
احد چگینی
شعر ها
چه ظهری، آفتاب آتشینی !
چه عصر خسته و اندهگینی!

غروبی حاصل آن ظهر خونین
...و خوشیدی سراپا شرمگینی

در آن سو زردهایی آنچنانی
در این سو سرخ هایی اینچنینی

هجوم سنگها، صف های شیشه
گل نیلوفر وگلدان چینی

از این اوج بلند آسمانی
چه می خواهید ای قوم زمینی؟

فرات!آن کودکان تشنه لب را
چگونه تاب آوردی ببینی؟

چه عصر خسته و اندوهگینی!
سری سر سبز، سیبی سرخ ،سینی


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 1386/10/20 توسط احد چگینی
درباره وبلاگ
اینها که می گویم
آوازهای بومی چوپان تنهایست
که سالیان سال
در سایه بیدی کهنسال
آرام خوابیده ست
و باد
در بند بند نی لبک ها
می وزد
بی هیچ
آرشيو مطالب


Blog Skin