تبليغاتX
احد چگینی
شعر ها
پیری چنین می گفت یک شب زیر گوش باد:
"فردا یقینا اتفاقی خواهد افتاد
فرمان میاید از فراز آسمانها :
هرچه قناری بعد از این از هر قفس آزاد
فردا تمام آبها باید که اقیانوس
فردا تمام بغضهای کهنه مان فریاد
هر کس به قدر دستهایش می برد سهمی
از آب از گل از کبوتر از خدا از باد
خورشید باید زود تر برخیزد از خواب "
بنیان شب را می کند ازبیخ و از بنیاد
من نسل در نسلم همه طغیان همه طوفان
هفتاد پشتم می رسد به آریا به ماد
آب از سرم دیگر گذشته می روم من
من میروم تا آخر خط هر چه بادادباد

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 1387/03/30 توسط احد چگینی
درباره وبلاگ
اینها که می گویم
آوازهای بومی چوپان تنهایست
که سالیان سال
در سایه بیدی کهنسال
آرام خوابیده ست
و باد
در بند بند نی لبک ها
می وزد
بی هیچ
آرشيو مطالب


Blog Skin