تو از خیال نازک من هم ظریف تر
از مخمل حریر غزل هم لطیف تر
باران گرفت و دفتر شعر و پرنده خیس
باران گرفت و قافیه ها و ردیف، تر
آیینه خیس وخاطره خیس و ستاره خیس
حتی تمام پنجره های کثیف، تر
با کفش پاره پوره و دستان پینه دار
در این زمانه از همه مردم شریف تر
در امتداد شرجی باران قدم زنان
با موی خیس و چتر تر و ساک و کیف، تر
از بس که غصه می خورم آه می کشم
هی میشوم نحیف و نحیف و نحیف تر
آخر بگو که چه می خواهی از من آه
آیا شکسته ،خسته، از این هم ضعیف تر؟
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 1387/07/17 توسط احد چگینی

