تبليغاتX
احد چگینی
شعر ها
خوشه ای گندم به دستم داده اند
تازگیها دارم آدم می شوم

****

این واژه ها و غزلها  نوشته ها
کار ملایک است و پری ها فرشته ها

****

جمعه می گویند می آیی و میشد کاشکی
هفت روز هفته را چون جمعه ها تعطیل کرد

****
تا تو پریشان می کنی بردوش گیسو
آتش بجانم می زند آغوش  گیسو

****


نوشته شده در تاريخ سه شنبه 1387/10/10 توسط احد چگینی
درباره وبلاگ
اینها که می گویم
آوازهای بومی چوپان تنهایست
که سالیان سال
در سایه بیدی کهنسال
آرام خوابیده ست
و باد
در بند بند نی لبک ها
می وزد
بی هیچ
آرشيو مطالب


Blog Skin